تبليغاتX
اب های تیره
 

سلام

هر چند ذات دانش جامعه شناختی امیخته با  مسایل و تحولات سیاسی اجتماعی و فرهنگی است و هیچگاه دانش جامعه شناسی نمی تواند از بن مایه های خود گسسست پیدا کند اما اقدام صدور بیانیه جامعه شناسان در حمایت از مهندس میرحسین موسوی در فضای انتخاباتی کنونی  ایران بی شک تازگی دارد  و نشان پویایی و سرزندگی است ......

راستش چند روز پیش بیانیه رو خوندم و دلم خواست همه خبردار بشن.......

 

پرسش‌ها و ارزیابی‌هایی در باره موقعیت اجتماعی کشور در آستانه انتخابات

(بیانیه جامعه‌شناسان در حمایت از نامزدی میرحسین موسوی)

 

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، مردم ایران را در آستانه یک ارزیابی و تصمیم‌گیری سرنوشت‌ساز قرار داده است. این تصمیم‌گیری باید به گونه‌ای آگاهانه و با شناخت چالش‌ها و فرصت‌های موجود  و با هدف تلاش به منظور تقویت سرمایه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور در سال های آینده  صورت گیرد. این بیانیه از سوی  جمع کثیری از جامعه‌شناسان و متخصصان علوم اجتماعی با هدف طرح پرسش‌ها و ارزیابی‌هایی در باره عملکرد و نگرش دولت نهم درباره مقولات اجتماعی و فرهنگی و جلب توجه مردم به اهمیت این مقولات و همچنین بیان انتظارات و دیدگاه های خود در آستانه انتخابات پیش رو تدوین شده است. در این‌جا ابتدا به عملکرد اجتماعی و فرهنگی دولت نهم در رابطه با برخی از مواد قانون برنامه چهارم توسعه اشاره می‌شود و سپس غفلت‌های این دولت در چند زمینه مهم از جمله در مورد تنزل کمی و کیفی پژوهش‌های اجتماعی و فرهنگی، فرسایش سرمایه اجتماعی، گسترش نگاه ابزاری در قلمروی مسائل انسانی، نارسایی‌های طرح موسوم به امنیت اجتماعی، و شیوه‌های برخورد با تنوع‌های فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد  و در پایان ضمن بیان انتظارات موجود از دولت دهم،  دیدگاه های اجتماعی و فرهنگی مهندس میرحسین موسوی ارزیابی می‌شوند.

غفلت از سیاست‌ها ی گسترش همبستگی اجتماعی و تقویت بنیادهای فرهنگی

هرچند دولت نهم را نمی‌توان مسئول همه روندهای آسیب‌شناختی و پیامدهای اخلاقی و فرهنگی ِجامعه پیچیده ایران محسوب کرد ولی از یکسو عملکرد این دولت در ایجاد برخی از این مشکلات موثر بوده است و از سوی دیگر غفلت از سیاست‌ها و برنامه‌های گسترش همبستگی اجتماعی و تقویت بنیادهای فرهنگی را می‌توان در تشدید برخی دیگر از آسیب‌های موجود موثر دانست. در سال‌های اخیر گویا ساختن یک جامعه سازمان‌نایافته اما شدیداً سیاست‌زده و متکی بر استقبال و بدرقه، بر توسعه جامعه ای دارای بنیان‌های مستحکم اخلاقی و سرشار از اعتماد عمومی و با عاملیت کنشگران فردی و جمعی مستقل اما مسئولیت‌پذیر ترجیح داشته است. دولت نهم، احتمالاً به همین دلیل، در زمینه اجرای مفاد اجتماعی و فرهنگی قانون برنامه چهارم توسعه دارای کارنامه‌ای نامطلوب است. برخی از مواد مندرج در این قانون که به وسیله دولت نهم نادیده گرفته شده و یا اقدام موثری در جهت تحقق آن‌ها صورت نگرفته است عبارتند از: شکل‌دهی به منظومه آمار ملی و مکانی کشور؛ توسعه کار شایسته بر اساس راهبرد سه‌جانبه‌گرایی و متضمن گفت‌و‌گوی اجتماعی، آزادی انجمن‌ها و تقویت تشکل‌های مدنی روابط کار؛ استقرار نظام شایسته‌گرایی و طبقه‌بندی مشاغل مدیریتی به دو بخش سیاسی و حرفه‌ای و تعیین شرایط تخصصی برای پست‌های حرفه‌ای؛ اتخاذ رویکرد توانمندسازی ، مشارکت محلی و مشارکت نهادهای غیردولتی در برنامه‌های فقرزدایی و کاهش آسیب‌های اجتماعی؛ بسط و گسترش روحیه نشاط، شادابی، امیدواری، اعتماد اجتماعی؛ سنجش و ارزیابی و ارائه گزارش سالیانه سرمایه اجتماعی کشور ؛ افزایش سرمایه اجتماعی اعم از اعتماد و وفاق اجتماعی‌؛ارزیابی سالانه رضایت‌مندی عمومی ؛تدوین طرح جامع توانمندسازی و حمایت از حقوق زنان در ابعاد حقوقی، اجتماعی و اقتصادی؛ ایجاد شوق، انگیزه و امید به آینده در میان جوانان ؛ تدوین طرح جامع مشارکت و نظارت مردم و

برای خواندن دنباله ی متن به ادامه ی مطلب در پایین صفحه رجوع کنید.با تشکر

 

امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا

 دکتر تقی آزاد ارمکی- دکتر غلام‌حیدر ابراهیم بای سلامی- دکتر امید علی احمدی - دکتر منصوره اعظم آزاده - دکتر جواد افشار کهن - دکتر  نادر امیری- دکتر  سوسن باستانی- دکتر سلیمان پاک سرشت- دکتر شهرام پرستش – دکتر محمد حسین پناهی- دکترغلامعباس توسلی -  دکتر سید محمد توکل کوثری -  دکتر حمیدرضا جلائی پور- دکتر فاطمه جواهری-   دکتر علی محمد حاضری- دکترعلی حسین حسین زاده -  دکتر حاتم حسینی – دکتر هادی خانیکی- دکترمحمدعلی خلیلی اردکانی -  دکترعلیرضا دهقان - دکتر بهزاد دوران- دکترنادررازقی -  دکتر علی رجبلو- دکتر حمید رحمتی- دکتر محمد رضایی - دکتر احمد رضایی ملایری- دکتر بیژن زارع- دکتر عباس زارعی مهرورز- دکتر محمدجواد زاهدی مازندرانی- دکترمحمد زاهدی اصل -  دکتر علی ساعی- دکتر سید حسین سراج زاده- دکتر خدیجه سفیری- دکتر علی اصغر سعیدی- دکترمهران سهراب زاده - دکترمحمود شارع‏ پور- دکتر علی شکوری –دکتر ملیحه شیانی- دکتر ابراهیم صالحی عمران- دکتر غلامرضا صدیق اورعی-  دکتر محمد رضا طالبان -  دکتر حمید عباداللهی – دکترحمیدعبدالهیان - دکتریحیی علی بابایی -  دکتر حلیمه عنایت- دکتر غلامرضا غفاری- دکتر نعمت‏الله فاضلی- دکتر محمد فاضلی-دکتر ناصر فکوهی- دکتر ابراهیم فیوضات- دکتر سیدمحمدامین قانعی‌راد- دکتر علی محمد قدسی- دکترمیرفردین قریشی -  دکتر عباس وریج کاظمی - دکتر علی کریمی مله-دکتر محمد سالار کسرایی- دکتر افسانه کمالی – دکتر مسعود کوثری- دکتر مسعود گلچین- دکتر محسن گودرزی-   دکتر احمد محمدپور- دکتر جمال محمدی-  دکتر اکرم محمدی - دکتر علی اصغر مقدس -دکتر مجید موحد- دکترمحمد ابراهیم موحدی -  دکترمیثم موسایی -  دکتر سید یعقوب موسوی- دکتر مرضیه موسوی- دکتر میرطاهرموسوی - دکتر سعید معیدفر- دکتر مهدی منتظرقائم- دکتر مصطفی مهرآیین -  دکترحسین میرزایی- دکتر محمد میرزایی -  دکتر فرناز ناظر زاده کرمانی- دکتر محمود نجاتی حسینی- دکتر اسداله نقدی –  دکترعبدالرضا نواح – دکترمحسن نیازی -  دکترسید ضیاء هاشمی- دکتر حسین ایمانی جاجرمی.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 7:30 PM توسط پروین |

سلام

خیلی خوشحالم که این دوره ی  ارشد داره تموم می شه مثل

 هیولایی شده بود که همه ی انرژی مو قورت می داد از همون اول حس

 بدی  داشتم  و اما حالا که  لحظه های  بهتر در راهند ......... 

حس قشنگی دارم

 

کوتاه و جالبه بخونش:

جولیا كريستوا و گفتمان منیپه ای

 وي دونوع گفتمان تك گويانه و گفتمان مكالمه اي را مطرح مي كند  گفتمان

 تك گويانه را شامل گفتمان حماسه تاريخي و گفتمان علمي مي داند. در

 اينجا مكالمه ي ذاتي همه ي گفتمان ها توسط تحريم و سانسور

 فراپوشيده  شده، اين گفتمان از معطوف شدن به خود از مكالمه اي با خود

 بازداشته مي شود  و گفتمان مكالمه اي را شامل سنخ منیپه اي و

كارناوالي مي داند.كارناوال به شكل يك جنبش پادخداشناسانه  اما نه

پادائيني  و عميقا عامه پسند موجوديت خود را حفظ كرده است  اين ساختار

 هماره همچون لايه ي اغلب بدفهم شده وو تحت فشاري از فرهنگ رسمي

 غرب در سراسر تاريخ ان حضور داشته است .اين ساختار چشمگيرترين

نمود خود را در بازي هاي محلي و نيز در تئاتر و متون منثور قرون وسطائي

(حكايت ها و افسانه ها )اشکار می کند.  شركت كننده در كارناوال هم

هنرپيشه است هم تماشاگر .دوگانه هاي ساختاري كارناوال بواسطه ي

مكالمه اي كه ميان انها برقرار مي شود پديد مي ايند: عالي و پست -زايش

و زجر – مائده و مدفوع - تقديس و تكفير- لبخند و اشك.

 

كارناوال در ستيز با قوانين زبان مبتني بر منطق 0-1 به چالش كشنده خدا

اقتدار و قانون اجتماعي مي شود كارناوال مادام كه مكالمه اي باشد

شورشي است .در صحنه ي فراگير كارناوال زبان خود را به هجو كشيده

و نسبي ساخته نقش بازنمايانه ي خود را منكر مي شود  زبان در انجام چنين

كاري خنده را برانگيخته  اما همچنان ناتوان از منفصل ساختن خويش از ب

ازنمايي مي ماند. ساختاركارناوالي ضدمسيحي و ضد عقلاني است.  مهم

ترين نوشته هاي چند اوايه وارثان ساختار كارناوالي منيپه ای  رمان هاي

رابله – سر وانتس  سوئيفيت  ساد بالزاك داستايفسكي جويس و كافكا 

 تاريخ اين ساختار تاريخ ستيز عليه مسيحيت و بازنمايي ان است  يعني

كنكاشي در زبان (رهيافت جنسي و مرگ) سرسپارگي به دوسويگي و به

منكر.

 خنده ي كارناوالي صرفا خنده اي هجواميز نبوده  به همان اندازه كه كميك

است ترا‍ژيك  نيز است  شوخي يي كه در عين حال مي توان جدييش

گرفت .

گفتمان منيپه اي

 اين گفتمان هم كميك است هم ترا‍يك  يا اينكه در ان واحد و در عين

كارناوالي بودن جدي نيز هست  اين گفتمان به اتكاي جايگاه كلامش 

گفتماني از نظر سياسي و اجتماعي براشوبنده استت .  گفتمان منيپه اي

سخن را از قيود تاريخيش ازاد مي سازد  و اين كار خود متضمن  جسارت تام

در نواورانگي فلسفي و تخيلي است .باختين  تاكيد مي كند كه موقعييت

هاي انحصاري  منجر به افزايش ازادي در گفتمان منيپه اي مي شوند.  در

اين گفتمان  تصاوير پريشانند  و يك نمادگرايي اغلب رازاميز با ناتوراليسمي

دهشت بار درهم مي اميزند.  ماجراها در فاحشه خانه ها  ماواي راهزنان

ميكده ها بازارهاي مكاره  و زندان ها و در ميان  شادخواري هاي شهواني و

در جريان نيايش هاي قدسي و.... رخ مي دهند  كلام هيچ ابايي از الودن

خود ندارد  كلام از بند ارزش هاي از پيش مفروض ازاد مي شود كلام بدون

تمايز گذاري ميان فضيلت و رذيلت  بدون متمايز انگاشتن خود ا ز اين فضيلت

و رذيلت  انها را به عنوان  افريده هاي خويش در خود پذيرا مي شود. بيان ان

نابهنگام  همراه با گستاخي كلبي مسلكانه  توهين به مقدسات  و با حمله

اش به تشريفات كاملا شاخص مي شود.  اين گفتماني ساخته از

تضادهاست. فواحش اشراف منش- راهزنان باسخاوت- حكمايي كه هم

ازادند و هم بنده و.... اين گفتمان حامل گزاره ها و و تغييرات ناگهاني است.

عالي و داني – اوج و حضيض  و وصلت هاي ناجوري از هرنوع به نظر مي

رسد زبان اين گفتمان  مجذوب مضاعف ها و مجذوب منطق تقابلي است كه

به جاي منطق هويت يا همانستي مي نشيند. و اين نوع نوشته ها با اميزه

اي  از كنكاش ها  در متن رويا و زبان  مناسبتي با مسائل روز دارند اين

نوشته ها نوعي ژ‍‍ورناليسم سياسي روزگار خود است .  و گفتمان ان

تعارضات سياسي و ايدئولو‍‍‍ژيك ان  زمانه را منعكس مي كند.

گفتمان منيپه اي نه معادل حيات فردي – نه معادل جنبه ي فردي زندگي كه

شخصيت ها در ان به پيروزي مي رسند- بلكه نوعي جداست حيات ازادي

يافته ایست كه فرديت ادميي را زدوده و در انجا انسان چيزي بيش از يك

تصوير بازتابي نيست به همين نحو تجربه ي منيپه اي پالايشي نيست – اين

تجربه جشنواره اي از قساوت بوده – و البته كنشي سياسي نيز هست 

اين تجربه ناقل هيچ معناي ثابتي جز اين نيست كه خود بايد عيش جاودانه

ي شدن  بوده و خود را در عمل و در حال از ميان بردارد اين تجربه سردر پي

سقراط و افلاطون و سوفسطائيان  متعلق به عصري است كه در ان زمان

ديگر انديشه به عمل در نمي ايد .  در واقع گفتمان منيپه اي در راستاي

رويارويي با ارسطو گرايي و منطق ارسطويي مطرح شده است.

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 3:17 AM توسط پروین |

 

رمزگذاری و رمز گشایی

استوارت هال در مقاله ی رمزگذاری . رمزگشایی گفتمان تلویزیونی

مداری ارتباطی را  در نظر می گیرد که ۴ مرحله دارد و........

+ نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 4:16 AM توسط پروین |

تئوری باختین

 تعریف فرهنگ

باختین خود را ملزم می داند تفسیری نو از فرهنگ در رئوس کلی ان ارائه کند

 : فرهنگ مجموعه ای از سخن ها که در خاطره ی جمعی حفظ شده اند (مجموعه ای که نه تانها مشتمل بر کلمات و الفاظ غیر معمول بلکه به همان میزان حاوی تصورات پیش پا افتاده و قالبی نیز هست )و هر گوینده باید موقعییت خودرا نسبت به انها تعیین کند .

*کلییت نظریه باختین دربردارنده ی محورهای نظریه گرایی و توجه به امر معمولی و روزمره  جهان اذهان پیگیری منطق گفتگویی در زندگی روزمره ادمها  و نقد اجتماعی سیاسی با توجه به جهان گروتسک کارناوال است

به اعتقاد باختین همین زندگی روزمره و حضور جسم مند و و ضعییت مند  ما در جهان است که منبع معنا وشکل دهنده ی کنش ها و روابط ما با دیگران است .

در رهیافت باختین دو تقابل اساسی وجود دارد تقابل  عامل فردی و اجتماعی و تقابل صورت و محتوا درمورد اول با ختین تحت تاثیر مارکسیسم عامل غیر اجتماعی و فردی را رد می کند و عامل اجتماعی را در مطالعات ادبی روان شناسی .... اصل قرار می دهد

اما از نظر او فرویدیسم وجود انسانی را به اصلی زیست شناختی  تقلیل می دهد و ضمیر ناخوداگاه را مقدم بر زبان و یا خارج از ان فرض می کند . سخن رویدادی اجتماعی است و برخلاف عبارات و مقادیر انتزاعی زبان شناختی خود بسنده نیست  و امکان ندارد که از اگاهی ذهنی و منفرد گوینده به نحو روان شناختی حاصل شود  بر این اساس زمینه ی اجتماعی گفتار مشخص می شود زیرا هر گفتار که درون موقعیییتی اجتماعی رخ می دهد همیشه کسی را (چه واقعی چه تصویری خیالی و مثالی
) را مورد خطاب قرار می دهد و خود گوینده نیرز موجودی اجتماعی است   از طرف دیگر به رابطه ی میان گفتار با ارزش ها می پردازد در اینجا باختین تمایزی میان دلالت و مضمون قائل می شود  ممضمون به هیچ وجه امری حاشیه ای نیست  و مشخصه ی دلالت مکرر بودن است  مانند  انچه در فرهنگ لغات یافت می شود اما مضمون همانند گفتار منحصر به فرد است و در یک موقعییت عینی تاریخی شکل می گیرد بنابراین مضمون (معنای گفتار)نه فقط توسط کلمات اشکال  اواها و ........بلکه توسط جوانب فرازبانی موقعییت موجود تعیین می شود )از این رو مشخصه ی اساسی مضمون و نیز گفتار ارتباط ان با ارزشها است زیرا تنها گفتار می تواند برحسب زشتی و زیبایی حقیقت و دروغ و .....مورد ارزیابی واقع شود  عنصر دیگر چندگونگی است و به وجود گونه های گفتار یا سخن یا همان هیتروگلسیا اشاره دارد و بیانگر اینست که ( در مقابل زبان واحدی که خاص نخبگان اموزشی بوده است و گفتار روزمره مردم را در کوچه و خیابان به کنار نهاده است .هیتروگلاسیای اجتماعی یا گریز از تمرکزگرایی وحدت زبانی به سمت وجوه گفتار روزمره مردم بویژه به شکل ژانرهای مردمی / جشنی گام برمی دارد ) از نظر وی افراد جامعه به لحاظ حرفه  سن منطقه قشر اجتماعی و......... یکسان نبوده و همین امر موجب چندگونگی گفتار شده است گرچه چندگونگی گفتار وجود دارد اما قدرتمندان می خواهند که این چندگونگی و تنوع را محدود و مقیید نموده و زبانی واحد را جایگزین ان کنند  باختین  این تقابل را با مفاهیم مرکز گریز (چندگونگی گفتار )و مرکزگرا (وحدت زبانی ) مشخص می کند و نمونه ی نیروهای مرکز گریز را در رمان و نیروهای مرکز گرا را در شعر معرفی می کند نظریه گفتار باختین راهی جهت مطالعه هرگفتار در ارتباط با گفتارهای دیگر است . باختین این ارتباط را منطق گفتگویی یا به تعبیر کریستوا بینامتن می خواند   و در بین تمتمی گفتارهای کلامی مناسبات طبیعی نظیر مناسبات زبان شناختی روان شناختی و..............نیست .

باختین در مطالعه تارخ ادبیات  از دوسبک 1- خطی 2- تصویری سخن می گوید درحالت اول  سخن غیر از فردیت درونی ضعیفی برخوردار است و عامل سخن موضع فعالی نسبت به سخن غیر دارد که از این طریق اصالت او حفظ می شود. در حالت تصویری سخن دارای درجه ی بالای از فردیت است و عامل سخن سعی در تحلیل سخن غیر دارد در این حالت هم معنای عینی و هم کیفییت زبان شناختی گفتار مورد توجه واقع می شود باختین در بررسی تاریخ ادبیات این دوگونه سبک ادبی را با دوره های مشخص تاریخی مطابقت می دهد 1- جزم گرایی امرانه یاسبک خطی وو غیرشخصی  در انتقال سخن غیر (سده های میانه)2 -جزم گرایی عقل باورانه با سبک خطی اشکارتر(سده ها ی 17 و18) 3- فرد باوری واقع گرایانه و انتقادی با سبک تصویری و گرایش ان به تزریق پاسخ ها و توضیحات نویسنده به سخن غیر(سالهای پایینی سده 18دو سراسر سده 19 ) 4- فردباوری نسبی گرایانه که با فرسایش و تلاش زمینه ی متعلق به نویسنده  مشخص می شود(دوران معاصر)

در اثاری مانند دنیای رابله تقابل شناختی بین گرایش های خطی و تصویری به شکل تقابل انسان شناختی و فرهنگی بین فرهنگ عامیانه و فرهنگ رسمی یا تقابل بین فرهنگ جدی و فرهنگ شوخی در می اید .  در دیدگاه وی کارناوال رویداد مردمی انتقادی می باشد که در تقابل با جدیت فرهنگ رسمی تعریف می شود.

 

ادامه.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 12 آذر1387ساعت 8:52 AM توسط پروین |

عرصه عمومی فرهنگی

 

 

تحقیقات رسانه ای از مفهوم عرصه ی عمومی هابرماس جهت دستیابی به مقیاس و میزانی برای تشخیص انحراف از استانداردهای ایده ال دموکراسی گفتگوی استفاده می کنند.و با تمرکز بر جنبه های شناختی اخبار و ارتباطات موثر به مطالعه می پردازند. یورگن هابرماس در نظریه ی عرصه ی عمومی میان حوزه ی ادبی و حوزه ی سیاسی تمایز ایجاد می کند .خبرهای معمولی و هر روزه ای  را متعلق به حوزه ی عمومی سیاسی می داند و   حوه ی عمومی ادبی  به شکل روزنامه نگاری اجباری وقایع معمول  و اماده نیست  پهنه ای برای تفکرات عمیق است

 این مقاله  مفهوم فضای عمومی ادبی را امروزی می کند بگونه ای که مفهوم مبسوطی از حوزه ی عمومی فرهنگی را که تمامی محدوده رسانه و فرهنگ  عمومی  را شامل می شود  را در برمیگیرد. این مفهوم به مفصل بندی  اصول سیاست –عمومی/خصوصی-(بعنوان زمینه بحث و گفتگو) . مباحثه در مورد اسلوب های موثر ارتباطی( زیبایی شناختی -هیجانی) ارجاع دارد.

 3 حالت و ساختمان سیاسی   در رابطه و وابستگی با حوزه ی فرهنگی تشخیص داده شده و پیرامون انها ارزشیابی صورت گرفته است.

 1-پوپولیسم غیرانتقادی

2- براندازی رادیکال

3- مداخله انتقادی

 حوزه ی عمومی امری ارمانی و همینطور واقع گرایانه است.  ارمانی ذهنی از مذاکره ی باز و ازاد  که نتیجه ی منطقی  یک سیاست دموکراتیک است.

 هابرماس در کتاب حوزه ی عمومی خود انواع حوزه ی عمومی را شناسایی می کند.اشکالی از حوزه ی عمومی بورژوایی در  اروپای قرن 18  خصوصا در بریتانیا و فرانسه....

 قهوه خانه های لندن مکان های برای مباحثه و مناظره بودند.  جای که هر کسی از طبقه ی متوسط  می توانست برای یکبار در پرتو مساوات و ازادی  با اشراف  در سیطره ی اصول اخلاقی و علمی گفتگو کند.

بدین ترتیب بورژوازی در گذر خود از فئودالیسم به سرمایه داری   بر اشکال ارتباط عمومی تاثیر گذاشت  بر اشکال ارتباط بانظمام هنرها

در این مسیر همیشه  میان کمال مطلوب و واقعییت تناقض وجود داشت.

ادعای جامعییت بخشی و جهانی کردن  برای دستیابی به ازادی و برابری  ساخته شده بود  چیزهایی که در عمل اتفاق نمی افتاد . سرمایه داری فوری به دموکراسی لیبرالی تغییر کرد.

مطالبات طبقه ی کارگر  زنان و مناطق مستعمره  برای احراز شهروندی و خود تصمیمی بود . ساخته شده بوسیله ی مخلوط متناقض  ایده ال و عمل.

 

در پایان  3 ساختمان سیاست  حوزه ی عموی فرهنگی را باز می شناسیم 

  پوپولیسم غیرانتقادی با مطالعات فرهنگی عوامانه همبسته است.  اعتبار ان از عمل روشنفکرانه کسب نمی شود از طریق نزدیکی با فرزانگی سنتی دوران  کسب می شود پنداشت فرهنگی دموکراتیک وجود دارد .  سلطه مصرف کننده مورد سوال قرار نمی گیرد.  .مصرف کننده همفکری کرده است و مجاز به سخن گفتن است. در حالت دیگر مصرف یک پدیده ی فعال کنشی تلقی می شود.  مصرف کننده ها  دریافت کنندگان کالاهای فرهنگی  صاحبان تجربه ی میانجی  از روی کنش گری بدون اراده نیستند انها انتخاب می کنند  چقدر اتفاق می افتد  سوداهایی که جهت پاسخ مناسب برای مطالبات مشتریان شکل می گیرند  وشکست می خورند.

 مکانی برای لباس پوشیدن  رقص بازی  بحث   این مکان coffee bar بوده است  در قرن 18 یک پیشرفت دموکراتیک در قهوه خانه ها رخ داد 

کافی  بار یا کافی شاپ  بعنوان مکانی از درون وازگونی فرهنگی  و استسفارات انتقادی  می باشد که دوباره رواج پیدا کرده است.  شاید در شیوه ای غریب  بوسیله ی مذاکرات عمومی  انجمن های هنری و........

 اینکه مطالعات فرهنگی پوپولیستی  مثال هایی از فرهنگ واقعی موجود را جستجو می کند  یک مقاوله نامه ی ثابت و مسلم برای مطالعات فرهنگی است.

  دموکراسی مصرف کننده تنها مربوط به گذشته نیست بلکه در زمان حال هم جاری است.

جان کین نظریه پرداز سیاسی  مثالی از دموکراسی مصرف کننده در فرهنگ موجود ذکر می کند  در تمایزی که میان حوزه ی عمومی خرده فرهنگ- حوزه عمومی فرهنگ ملی( میانه) و حوزه ی عمومی فرهنگی کلان و جهانی  وجود دارد .

ارزش پوپولیسم انتقادی  در این است که حمل کننده ی عرصه ی عمومی است.

درون واژگونی رادیکال

 در این دیدگاه دعاوی پوپولیسم غیرانتقادی  بیشتر از انکه راه حل باشند بخشی از مشکلات هستند. این رویکرد دقیقترین و بیشترین پیوند را با عمل و شیوه های فرهنگی و جنبش های جهانی عدالت اجتماعی را دارد.

ضدسرمایه داری است و  و ضدجلوه ها و تظاهرات جهانی سازی . فرهنگ do-it-yourself  که در سال 1990 با اعتراض جاده و جنجال در بریتانیا برجسته می شود. این رویکرد ریشه های پیچیده ای در امریکای 1960  و جنبش هیپیسم دارد.. همینطور در موقعییت فرانسه و عقاید قدیمی انارشیسم بین المللی  ریشه دارد.

این قبیل فضاهای افراطی بر مباحثات نمادین و کنایه ای تاکید دارند..

فعال شدن اشکال متفاوت کارناوالی..........

 

ادامه دارد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 9:2 AM توسط پروین |

عصر تبلیغات

 ماهیت اقناع در زندگی روزمره چیست ؟چه تاثیری بر رفتار ما دارد چه حدی از ان عاقلانه است؟

امریکا 75 درصد تبلیغات دنیا را انجام می دهد.هر ساله بیش از 400 میلییارد دلار هزینه تبلیغاتی می پردازد تا تبلیغاتی به سود ایالات متحده تهیه کند حاصل کار هر ساله بیش از 90 فیلم 12 مجله به 22 زبان و 800 ساعت برنامه های صدای امریکا به 75 زبان زنده دنیا که همگی به شرح محسنات زندگی به شیوه امریکایی می پردازند.

ما در معرض بمباران تبلیغات اقناعی قرار داریم که نه از طریق اقامه دلایل و مباحثه بلکه با دستکاری نمادها و بنیادی ترین عواطف بشری ما را متقاعد می کنند.

 

روانشناسی اقناع هر روزه

 

ارسطو اولین کسی است که در مورد اقناع نظریه ای را  مطرح کرد. به سه جنبه منبع –پیام - احساس مخاطبان  پرداخت.

تئوری های جدید اقناع تحت تاثیر نظریات روانکاوی نظریه یادگیری و رویکرد شناختی قرار دارند.

در تئوری روان کاوی اقناع  شرکت های تبلیغاتی با استفاده مخفیانه از اصول روانکاوی و یافتن معنای پنهان اشیا اگهی های قوی و موثر خلق می کنند در اواسط ده ی 60 میلادی اکثر موسسسه ها این رویکرد را کنار گذاشتند.

تئوری اقناع نزدیک به 100 سال است که مورد کاربرد اقناع کنندگان حرفه ایست.

در این دیدگاه پیام اقناعی هنگامی اقناع کننده است که توسط گیرنده اموخته و پذیرفته شود

تبلیغ باید در معرض دید قرار گیرد درک شود اموخته شود به یاد بماند و موجب عمل شود

پیام باید در مراحل روانی زیر به مخاطب پاداش دهد تا منجر به اقناع گردد:

 

1-                باید جلب توجه کند تا دیده شود

2-                ادله پیام باید درک و فهم شود

3-                3- گیرنده باید منطق پیام را یاد بگیرد و انرا بعنوان حقیقت بپذیرد

4-                هنگامی براساس یادگیری ها و اعتقاد عمل خواهیم کرد که انگیزه ای برای انجام ان داشته باشیم

 

روش موفق اقناع انست که افکار ما را چنان سمت وسو دهد که که با نظرات گوینده موافق شویم روش موفق قدرت تفکر خلاق را از ما سلب می کند و افکار موافق با عمل پیشنهادی را تقویت می کند....

با فراست در نحوه تعریف یک موضوع ارتباطگر می تواند بر واکنش شناختی ما اثر گذارد و بدون اشکار کردن تمایل خود بر اقناع موافقت ما را جلب نماید

دو مسیر برای اقناع و جود دارد  مسیر جانبی و مسیر اصلی.

در حالت اول پیام گیرنده تلاش کمی  برای پردازش پیام دارد مانند تماشای تلویزیون در حین کار. در این حالت اقناع به سرنخ خای ساده ای  مثل جذابیت پیام دهنده بستگی دارد

در مسیر مستقیم  گیرنده کم وکیف واقعی اطلاعات ارائه شده را می سنجد حتی ممکن است گیرنده خلاقانه برخلاف نظر پیام موضع گیری کند  و یا اطلاعات بیشتری بخواهد.

ارتباط موضوع به شخص  عامل تعیین کننده ی اقناع است. ما غالبا مسیر جانبی را برمی گزینیم بدون تامل   نتیجه گیری و یا پیشنهاداتی را می پذیریم در همین جاست که به جای تبلیغات هوشمند تبلیغات بی مغز شکوفا می شود.

تبلیغات امروزی استفاده از مسیر جانبی اقناع را توصیه می کند . ویژگی های اقناع نوین (محیط پیام اکنده. اگهی 30 ثانیه ای . انی بودن اقناع) تفکر عمیق پیرامون مسایل و تصمیمات مهم را دشوار می کند.

 پیش اقناع:زمینه چینی برای تاثیرگذری

 کلمات اثربخش

زبان پهنای وسیعی برای اقناع است شیوه توصیف یک محصول و نحوه معرفی عمل مناسب  به افکار ما جهت می دهد و واکنش شناختی ما را به سمت دلخواه سوق می دهد.بوسیله ی برچسب هایی که برای معرفی یک شی یا رویداد به کار می بریم می توانیم به گونه ای انرا تعریف کنیم که مخاطب  پیام ما را بپذیرد. به عبارت دیگر قبل از انکه بطور جدی استدلالی کرده باشیم از پیش اقناع شده است

و یا ازکلمات می توان برای تعریف مشکلات و در نتیجه ایجاد نیازهای فردی و اجتماعی سود برد. مثلا میهن پرستان قدیم امریکا برای تهییج احساسات انقلابی   یک درگیری جزئی با انگلیسی ها را قتل عام بوستون نام نهادند.

تبلیغات چی ها از قدرت نامگذاری اگاهند در انتخاب نام محصولات دقت می کنند  مثلا برای خمیر دندان نام -از نزدیک- را انتخاب می کنند.

یکی از پدیده های مستند و متکی بر شواهد در روان شناسی اجتماعی مصادره به مطلوب است به ا ین معنا که تعریف یک وضعیت به گونه ای خاص اغلب رفتاری را برمی انگیزد که در نهایت سبب تحقق ان می شود.

نام گذاری ها و تصور ما از واقعییت در عمل می تواند ان واقعییت را ایجاد کندو تغیییر دهد.تعریفی که از واقعییت می کنیم افکار احساسات و تصورات ما را هدایت می کند از این رو بر رفتار ما تاثیر می گذارد.

 

تبلیغات در زمان هیتلر

 هیتلر تشخیص داده بود که برای پیروزی باید در  جنگ اقناع جلو بیفتد.تبلیغات و سیله ی او برای رسیدن به هدف بود هدف او اعتلای المان و به قدرت رساندن حزب نازی بود.هیچ اصول اخلاقی بر روش های اقناعی وی حاکم نبود.   او از توان توده های مردم در درک رویدادها دل خوشی نداشت .اگر زنده بود ممکن بود اظهار دارد که مردم تنها در حاشیه ی راهی که به اقناع شدن منتهی می شود می تواننند عمل کنند و صرفا نشانه های ساده و شواهد سطحی را برای هدایت افکارشان به کار می گیرند. تبلیغات موثر باید بر این هدایت کننده ها اثر کند و احساسات مردم را برانگیزد.

رژیم نازی ترتیبی داده بود تا خود منبع اصلی اخبار باشد و تنها برخی روزنامه نگاران به سهولت بدان دسترسی داشته باشند. از همه مهمتر اینکه نازی ها برای جلب توجه توده تبلیغات خود را رنگ و بویی سرگرم کننده داده بودند.

وزیر ارشاد عامه و تبلیغات المان دستورکار ملت المان را از طریق برچسب زدن به رویدادهای گوناگون با شعارهایی که اموختنشان ساده بود یا واژه هایی که توجه المانی ها رو جلب می کرد و افکارشان را جهت می داد تعیین و ترویج کرد. حتی از طریق پخش اکاذیب و شایعات تصویرهایی در اذهان ایجاد می کرد.به نحو گسترده ای از هدایت کننده ها استفاده می کردند مثلا درفیلم های تبلبغی توده ها همواره پشتیبان حزب نازی و در حال تشویق ابراز احساسات و احترام نظامی ظاهر می شدند این پدیده تحت عنوان نشانه وفاق اجتماعی شناخته می شود...اگر دیگران همگی موافقند پس من هم باید موافق باشم.

شعارهای انها مملو از اعتماد به نفسی وافر بود  و می دانیم که اعتماد به نفس یک سخنران احتمال پذیرفته شدن پیام از سوی مخاطبان را افزایش می دهد.

از معماری نیز استفاده شده بود.  طرح ساختمان های دولتی در مقیاس عظیم و پلکان های پیچ در پیچ و ردیف های متعدد ستون ها به گونه ای بود که فردی که وارد چنین بنایی می شد خود را در برابر قدرت دولت که ساختمان مزبور نماد ان بود در مقامی به غایت حقیر می یافت..

قصد دیگر انها از تبلیغات تولید دارو دسته ای از هواداران بود هیتلر طرفداران خود را وا می داشت پیراهن قهوه ای بپوشند  که تعهد به هدف نازیسم را در اجتماعات تبلیغ می کرد.

انها از ترفند تلفیق ترس با فن گروه های خیالی نیز بهره جستند...پس از جنگ اول مشکلات اقتصادی بر ارامش خانواده ها تاثیر کرده بود و ......هیتلر از ترس ملت استفاده کرده و راه حلی براساس گروههای خیالی ارائه دادند این گروه خیالی یهودیان بودند. تقریبا در تمامی تبلیغات نازی این مضمون که یهودیان مسبب همه ی مشکلات کشورند مطرح می شد  تصویر یهودی به عنوان فردی نفرت انگیز پست و پردردسر در سخنرانی ها و پوسترها و فیلم ها روزنامه ها و حتی رساله های علمی مدام تکرار می شد. و دست اخر انها را سوزاندند در کوره های ادم سوزی.

 

 موفقیت حزب نازی تنها بر پایه ی کاربرد پاره ای تاکتیک های اقناعی هوشمندانه نبود بلکه در عین حال مرهون پذیرفتن تقریبا کامل این نقطه نظر بود که اقناع باید در سطوح بالای جامعه اغاز و سپس به سوی توده ها و پایین سرازیر شود. وظیفه ی نخبگان حاکم این بود که تصمیمات را راسا بگیرند و و از طریق تبلیغات به توده ها بفهمانند که این تصمیمات خردمندانه اتخاذ شده است توده ها در مقابل و ظیفه ای جز دنباله روی نداشتند

خطرناک ترین جنبه ی تبلیغات نازی این مفروض است که حقیقتی مطلق وجود دارد و نخبگان حاکم از موهبت دانستن ان برخوردارند...پیش از جنگ دو رویکرد علمی در جهان مطرح بود رویکرد قدیمی تر اعتقاد بوجود حقیقتی مطلق داشتند و رویکرد جدیدتر می توانست به تبیین حقایق از ورای تاریخمند تلقی کردن انها بپردازد دانشمندان درحال دریافت این مطلب بودند که دانش انسان هرگز نمی تواند مطلق باشد نظرات  انیشتاین هایزنبرگ و...به این تشخیص می انجامید که هیچ نقطه ی اتکای ثابت و مطلقی و جود ندارد و شناخت انسان محدود است.

 

موضع مقابل موضع جزم اندیشان بود حزب نازی تجلی حقیقت بود و نیازی به تحمل سایر نقطه نظرها نداشت . چنانچه هیتلر بیان کرده است:کارکرد تبلیغات این نیست که حقوق احاد را بسنجیم و در نظر بگیریم صرفا پافشاری برحقی است که از ابتدا بر له ان استدلال می کردیم اگر حقیقت به نفع دشمن باشد و ظیفه ی تبلیغات خدمت به حقی است که ما می گوییم و............

افسانه ی باور مطلق در المان نازی 5/36 میلیون نفر کشته برجای گذاشت.............

 برگرفته از  کتاب عصر تبلیغات  نوشته ی انتونی پراتکانیس-الیوت ارنسون ترجمه دکتر کاووس سید امامی -محمدصادق عباسی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت 7:39 AM توسط پروین |

 

.....

ومن تمام شدم.....

    درپیچ و تاب عشقه ای

                   که بر سنگ گور من روئید.

                                                     

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 9:26 AM توسط پروین |

 

سلام.....

 

نقاشی با برنامه ی   paint

 

شاید یکی از دلایل دیدگاه های مختلف در مورد نقاشی  با برنامه ی paint کامپیوتر به دیدگاههای مختلف نسبت به پدیده ی ماشینیسم برگرده.

دوران ما تحت نفوذ گسترده ماشینیسم در تمامی جلوه های حیات ادمیست حتی خود ماشین هم جلوه ی از وجود ادمیست... و خیلی ها به این روند بدبین هستند....       و وقتی دخالت یک ماشین هوشمند در هنر خصوصا هنری مثل نقاشی پیش می یاد اوضاع خیلی پیچیده تر می شه....در برنامه ای تلویزیونی سر اینکه اثارگرافیکی ارزش هنری دارند یا نه بحث بسیار بود و بسته به اینکه هنر رو چگونه تعریف کنیم پاسخ های متفاوتی پیدا می شد ....نقاشی با برنامه ی نقاشی کامپیوتر کارکردهای مورد نظر و لازم برای من رو داره ...اول اینکه از نظر من  ایده و طرح مرکزی ترین بخش یک نقاشی هست...و اینکه امکانات بازی با رنگها رو داشته باشم و دیگه اینکه بخاطر علاقه ام به اشکال هندسی و تاثیر خطوط بتونم از اونها تو نقاشی استفاده کنم

و چیزی که خیلی برام لذت بخشه اینکه سرعت شکل گرفتن نقاشی با ریتم احساسی من راحت هماهنگ می شه...

 لذت بصری  و لذت روانشناختی موضوع مهم دیگه ای هست که نمی شه ازش صرفنظر کرد  فکر نمی کنم هر نقاشی صرفنظر از اینکه با کمک ماشین خلق شده و یا اینکه کاملا بوسیله ی دست های هنرمند  ....... در کیفیت انتقال لذت بصری وروان شناختی ان  تفاوتی ایجاد بشه......( بقیه ی شرایط رو ثابت فرض می کنیم)....

نقاشی با برنامه ی  paint کامپیوتر به ما کمک می کنه که اسان و راحت وسریع خلق کنیم و برای انتقال سریع حس و معنا خیلی به کار می یاد شاید تکنیک و مسائل مربوط به صورت اثر دچار نابسامانی و محدودیت شدیدی بشه و از طرف دیگه مسئله ی تولید انبوه این جور نقاشی ها  می تونه مطرح بشه و با این علائمی که داره به  هنر و فرهنگ عامه نزدیک می شه.......

همه ی ما به تجربه برامون ثابت شده که خلاقیت خصلت شفا بخشی داره ....ادمی رو به شادمانی و خرسندی  نزدیک می کنه ............

 برنامه ی نقاشی  کامپیوتر کمک می کنه بدون اینکه درگیر مهارت های تکنیکی و .....بشویم  بتونیم  حس و معنای مورد نظرمون رو منتقل کنیم و ازش خلاص بشیم ....و بدرد زندگی های شلوغ  امروزی می خوره و ادم هایی که قصد هنرمند شدن ندارند بلکه قصد تشفی خاطر و شادمانی درونی خود رو دارند  و مجال کوچیکی برای پرداختن به خودشون پیدا  کنند و اینهمه در حالی رخ می دهد که ما مجبوریم برای رسیدن به یه چیزی که اصلا معلوم نیست چی هست؟؟؟دائما وجود عزیزمون رو به پستو برانیم............ 

اینم اخرین نقاشی و یه جمله :

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفترش سیاه می کشید تا پدر کارگرش زیر افتاب نسوزد.........

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 8:47 PM توسط پروین |

سلام

اینم یه نقاشی دیگه که  ویتامین اسمشه.

vitamin 11

+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 8:5 PM توسط پروین |

 

نقاشی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 8:54 PM توسط پروین |